حمید مومنی ( م. بید سرخی )
بازتایپ و ارسال: یوسف فرهادی هوادار سازمان آزادیبخش مردم افغانستان «ساما»
۲۶ اگست ۲۰۲۰



مختصری از تاریخ جامعه
(۷)

فصل ششم ــ پیدایش پیشه وری و تشکیل شهـر
در میان دهقانان کم کم صنایع دستی رشد می کرد، به طوری که برخی از دهقانان در ساختن بعضی از چیز ها تخصص پیدا کردند. این دهقانان چیز هائی را که می ساختند، مقداری از آن را خود شان مصرف می کردند و مقداری را نیز به دیگران می دادند و به جای آن چیز دیگری می گرفتند ( مبادلۀ مستقیم )، مقداری را هم جزو بهرۀ مالکانه به ارباب می دادند. حتی برخی از دهقانان، تولید صنایع دستی شان به قدری زیاد بود که به جای تمام بهرۀ مالکانۀ خود، اشیای ساخته شده به ارباب می دادند. کم کم ارباب ها به دهقانان صنعتگر اجازه دادند که مقداری از اشیای ساخته شدۀ خود را که مورد نیاز خود شان نبود، در روزهایجشن به نمایش بگذارند و بدین وسیله به فروش برسانند. این نمایشگاه ها بیشتر در کنار قلعۀ فئودال یا در کنار معابد تشکیل می شد. تا این که کم کم با افزایش تولید، بازار دایمی به وجود آمد. صنعتگران در کنار دیوار معابد، نزدیک گذار رودخانه و یا در محل تقاطع راه های بزرگ می نشستند و ساخته های خود را می فروختند. پیدایش بازار سبب شد که تخصص های دهقانان مشخص تر شود و نیز میزان تولید ساخته های دستی افزایش بیشتری پیدا کند. چیز هائی را که تا کنون دهقانان صنعتگر می ساختند، بیشتر برای مصرف خود شان بود و مقدار کمی از آن را هم با سایر دهقانان دیگر مبادله می کردند و یا به ارباب می دادند، ولی با به وجود آمدن بازار، دیگر دهقانان صنعتگر بیشتر برای بازار می ساختند. چیزی را که کسی برای فروش در بازار بسازد، به آن «کالا» می گویند. صنعتگرانی که کالا تولید می کردند، دیگر فرصت نداشتند به کارهای کشاورزی و دامداری بپردازند. در نتیجه تقسیم کار به وجود آمد. یعنی عده ای از دهقانان، دیگر کشاورزی و دامداری نمی کردند و فقط به صنعتگری می پرداختند. این تقسیم کار را دانشمندان دومین تقسیم اجتماعی کار در تاریخ بشر می دانند. اولین تقسیم اجتماعی کار، جدا شدن کشاورزی از دامداری بود. در اینجا ذکر نکته ای لازم است و آن اینکه دومین تقسیم اجتماعی کار، یعنی جدا شدن صنعت از کشاورزی و دامداری در نظام اشتراکی نخستین آغاز شد، در نظام برده داری کمی توسعۀ یافت، ولی در آغاز دوران فئودالیسم مختل شد. جدا شدن اساسی صنعت از کشاورزی و دامداری در مرحلۀ تکاملی فئودالیسم انجام گرفت.
دومین تقسیم اجتماعی کار سبب شد که شهر به وجود بیاید. یعنی، صنعتگران دیگر لزومی نداشتد در روستای خود ساکن شوند، بلکه محل دیگری برای کار و زندگی خود انتخاب کردند که این محل اغلب در اطراف قلعۀ فئودال، در مراکز حکومتی، در اطراف معابد، در نزدیگ گذار رودخانه و یا در محل تقاطع راه های بزرگ بود. البته باید به یاد داشته باشیم که شهر به طور کلی سابقۀ طولانی تری دارد. در دوران برده داری نیز شهرهای وجود داشته، ولی اولاً این شهر ها بیشتر مراکز اداری و حکومتی بوده اند و کمتر محل پیشه وری و داد و ستد؛ دوماً تعداد شهر ها و توسعۀ آن ها در دوران برده داری خیلی کم بوده؛ و سوماً در آغاز دوران فئودالیسم، شهر ها تقریباً از بین رفته بودند، به طوری که دیگر اکثر شهر ها به جز چند شهر بزرگ آسیا و آفریقای شمالی، دیگر مراکز پیشه وری و بازار نبودند. پس پیدایش و توسعۀ شهر به معنی واقعی آن مربوط به دوران تکاملی فئودالیسم است.
در دورانی که نظام فئودالیسم داشت تکامل می یافت، کم کم شهر ها توسعه پیدا کردند و صنعتگری هر چه بیشتر از کشاورزی و دامداری جدا می گردید. بین صنایع مختلف نیز تخصص های گوناگون تری به وجود می آمد. اما توسعۀ شهر در دوران فئودالیسم نیز حدی داشت و نمی توانست از آن حد فراتر رود. در کتاب « تاریخ قرون وسطی » اثر کاسمینسکی این مطلب، زیر عنوان « توسعه شهر ها » به خوبی تشریح شده که ما عیناً آن را در این جا نقل می کنیم:
« در قرون دوازده و سیزده شهر های بسیاری به وجود آمد و جمعیت آنان به نحو قابل ملاحظه ای فزونی گرفت. در این زمان جمیعت یک شهر متوسط به پنج هزار و سکنۀ شهر های بزرگ تر به بیست هزار نفر می رسید. منظرۀ داخلی شهر نیز مدام در تغییر بود. در عصر جنگ های پایان ناپذیر فئودالی، لازم بود از شهر ها دفاع شود و از این رو شهر به صورت دژی در آمده بود که با دیوار های سنگی مستحکم و با برج ها و مزغل ها احاطه می شد و دیوار شهر معمولاً چهار دروازه داشت که اغلب به وسیلۀ پل های متحرک با خارج ارتباط می یافت.
دیوار های شهر مانع توسعۀ آن بود و به همین جهت تنگی جا در شهر ها به چشم می خورد. کوچه های تنگ و کج و معوج به مرکز –  میدان شهر – منتهی می شد. در طول این کوچه ها خانۀ سنگی و چوبی صاحبان حِرِف [۱] و سوداگران، متراکم و تنگ هم قرار داشت. این خانه ها چند طبقه بود، طبقات بالا از سطح طبقات پائین جلو تر می آمد. کوچه ها بسیار تنگ بود و آفتاب در آنها بسیار کم رخنه می کرد. اهالی شهر از چهارپایان نگاهداری می کردند، خوک ها در کوچه ها رها بودند و در همان حال زباله و کثافات از پنجره به کوچه ریخته می شد. کوچه ها سنگ فرش نبود و زمین به هنگام باران به شکل وحشتناکی گل آلود می شد و در این گونه مواقع عبور از کوچه ها با کفش چوبی و گاهی با چوب پا (Echasse) ممکن بود. ساختمان های رفیع و برافراشتۀ شهر و همچنین بازار در میدان مرکزی قرار داشت.
اهالی شهر در باغات، مزرعه ها  چراگاه های پشت شهر به کشاورزی و دامپروری مشغول بودند. کثافات و تراکم جمعیت اغلب موجب شیوع امراض واگیر می شد و حریق های پی در پی مصیبت دیگر شهریان بود».
و این حد توسعه و تکامل شهر در نظام فئودالی بود. نطفۀ نظام اجتماعی بعدی ( سرمایه داری ) در درون همین شهر های فئودالی بسته شد.


فصل هفتم ــ پیدایش نطفه های سرمایه داری
چنانکه گفتیم در مرحلۀ تکاملی فئودالیسم در شهر ها پیشه ورانی وجود داشتند که ابزار و آلات مختلف می ساختند و یا این که دکاندار بودند و جنس می فروختند. این پیشه وران خود شان هم کارگر بودند، هم کارفرما و بعضی های شان یکی دو تا کارگر اضافه هم داشتند که روابط شان با آن کارگران مثل روابط پدر و فرزندی بود. یعنی این کارگران کاری می کردند و مزدی هم می گرفتند. به قول انگلس، این مزد بیشتر به صورت مزد جنسی ( غذا، منزل نزد استاد کار ) پرداخت می شد.
شاگرد پیشه ور... مدت شاگردی خود را به منزلۀ مدت آمادگی برای رسیدن به مقام استادی می دانست و امید داشت که مانند استاد پیشه ور در محل ثابتی سکونت اختیار کند و شاید خود بعد ها شاگردانی داشته باشد. از این رو او کوشش می کرد که فعالیت خود را که در آن زمان هنوز بر روی پیدا کردن مهارت در کار دستی استوار بود، تکمیل نماید و مبلغ ناچیزی را که برای تهیۀ یک کارگاه مستقل لازم بود، پس انداز کند.
اگر فرصتی دست می داد، با دختر یا بیوۀ استاد پیشه ور ازدواج می کرد و پس از گذراندن سال های شاگردی، استاد پیشه ور محترمی می شد تا هر آنچه در دورۀ پایدوی و شاگردی تحمل کرده بود، بر سر پایدوها و شاگرد های خود بیاورد. تا زمانی که ارتقاء از مقام شاگردی به استادی امکان پذیر بود، بین شاگرد و استاد که هر دوی آن ها روی کالای معینی کار می کردند و در سر یک میز غذا می خوردند، تضاد طبقاتی نمی توانست وجود داشته باشد. بالاخره شاگردان پیشه ور در اثر همان تمایلی که به استاد شدن داشتند، به مقررات موجود « تسلیم » می شدند. از طرف دیگر چون لازم بود پیشه ور ها جنس خوب تحویل بازار بدهند، تعویض شاگردان چندان آسان نبود. از این رو شاگردان می توانستند در مقابل استاد خود اظهار وجود کنند، به همین جهت موقعیت اجتماعی شاگردان، که در آغاز دوران سرمایه داری، عدۀ شان نسبت به عدۀ استادان، به هیچ وجه زیاد تر نبود، خیلی بهتر از وضع کارگران کار خانه های امروزی بود. بدین ترتیب، پیشه وران صاحب کار، شاگردان خود را خیلی زیاد استثمار نمی کردند. جامعۀ آن روز هنوز فئودالی بود و این پیشه وران زیاد اعتبار و منزلتی نداشتند و معمولاً زیر دست و تحت نفوذ و فرمان فئودال ها بودند. زیرا پیشه وران در شهر ها زندگی و کار می کردند که شهر ها نیز یا محل قلعه و دستگاه اداری فئودال ها بود و یا اینکه لااقل در سرزمین قلمرو فئودال ها قرار داشت. به هر صورت، فئودال ها فرمانروای مطلق سرزمین خود بودند و پیشه وران می بایست از آنان اطاعت کنند. از نظر اقتصادی هم آنها وابسته به فئودال ها بودند. فئودال ها بزرگ ترین مصرف کنندۀ کالای پیشه وران بودند و پیشه وران هم مواد اولیۀ خود را بیشتر از فئودال ها می خریدند.
خلاصه، کم کم با پیشرفت های فنی و تکامل ابزار، کار پیشه وران هم کم کم رونق گرفت. کارگاه خود را توسعه دادند و کارگران خود را زیاد تر کردند. علم و صنعت پی در پی پیشرفت می کرد و ابزار تولید کامل تر می شد. در سراسر دوران فئودالیسم، به جز آسیای بادی و آبی، هیچ ماشین دیگری وجود نداشت، ولی در دورۀ رشد پیشه وران و تشکیل نطفۀ سرمایه داری، کم کم ماشین بخار و غیره هم اختراع شد، کارگاه ها وسعت گرفت، کارگران زیاد شدند و ثروت و اعتبار پیشه وران بالا رفت.
تا اینکه بعضی از پیشه وران خود به سرمایه داران با نفوذی تبدیل شدند. کالاهای شان که سابقاً، فقط در بازار محلی به فروش می رسید، راهی شهر ها و روستا ها و سایر نقاط  دوردست شد. بازرگانی رونق گرفت و حمل و نقل و بانک [۲] به وجود آمد. سرمایه داران، این طبقۀ تازه شکل گرفته، در امور ادارۀ دولت شرکت کردند و در مقابل فئودال ها قد علم کردند.
بدین صورت که پیشه وران شورای شهر تشکیل دادند و ثروتمند ترین آن ها به نمایندگی آن انتخاب شدند. جریان نطفه بستن سرمایه داری ابتداء در اروپا به وقوع پیوست. مثلاً در انگلستان، صنعت ماهوت سازی از قرن چهاردهم کم کم شروع به رشد کرد و در قرن شانزدهم وسعت بسیار زیادی یافت و این تولد بورژوازی در جهان بود. سرمایه داران اروپائی پر و بالی گرفتند، به مجلس راه یافتند و ادارات و مأموران دولتی را زیر نفوذ گرفتند و خلاصه در ادارۀ امور مملکت وزنه ای شدند. از طرفی بسیاری از فئودال ها دهقانان خود را از زمین بیرون کردند. کشت زار ها و گله های بزرگ ترتیب دادند و با کارگر مزدور آن ها را اداره کردند.
این فئودال ها در واقع خود به سرمایه دار تبدیل شدند. بسیاری از سرمایه داران شهر هم به روستا رفتند، زمین ها را از فئودال ها اجاره کردند یا خریدند و خود به ادارۀ آن ها پرداختند. بیرون کردن کشاورزان از زمین در انگلستان باعث فقر و گرسنگی وحشتناکی شد. در میان جاده ها، گروه های عظیم دهقانان بیکار سرگردان بودند. خلاصه سرمایه داران قسمت های زیادی از تولید جامعه را در دست گرفتند.


فصل هشتم ــ تضاد سرمایه داران با فئودال ها
بین سرمایه داران و فئودال ها تضاد های شدیدی وجود داشت:
۱ – تولید ناچیز دهقانان نمی توانست برای کارخانه های سرمایه داران مواد اولیه لازم را تهیه کند.
۲ – دهقانان فقیر و بی چیز پول نداشتند که کالا های سرمایه داران را بخرند.
۳ – قسمت اعظم نیروی کار جامعه را دهقانان تشکیل می دادند که در اختیار فئودال ها بودند و در نتیجه سرمایه داران نیروی کار ارزان و فراوان در اختیار نداشتند.
۴ – جاده ها و راه ها زیر فرمان فئودال ها بود و آن ها از کاروان های سرمایه داران مالیات می گرفتند.
۵ – قدرت اداری و سیاسی جامعه در دست فئودالها بود و این برای سرمایه داران مشکلاتی ایجاد می کرد.


فصل نهم ــ برافتادن نظام فئودالی
خلاصه بین منافع سرمایه داران و فئودال ها تضادی شدید وجود داشت. دهقانان نیز با فئودال ها خیلی دشمن بودند و مرتباً علیه آن ها شورش می کردند، سرمایه داران این شورش ها را رهبری می کردند، تا این که این شورش ها به انقلاب هائی تبدیل شد که نظام فئودالیسم را برانداخت و نظام سرمایه داری را جانشین آن گردانید. پس از شکست فئودالیسم، باز توده ها که در این ماجرا چیزی به دست نیاورده بودند، به شورش ها و قیام های خود ادامه می دادند، ولی این بار سرمایه داران آنان را سرکوب کردند و رهبران شان را با شکنجه و اعدام مجازات نمودند.
نظام سرمایه داری در قرن هفدهم، ابتداء در انگلستان و هلند بر قرار شد و در پایان قرن هژدهم هم که انقلاب بورژوائی فرانسه به وقوع پیوست، قارۀ اروپا را فرا گرفت.

برای مطالعۀ بیشتر
برای این که نظام اجتماعی فئودالی و قوانین پیدایش، تکامل و سقوط آن را بهتر بشناسید، کتاب های زیر را بخوانید ( اگر بترتیب بخوانید بهتر است ):
۱ – سر سخن کتاب « دولت نادرشاه افشار » " اثر مشترک آرونووا و اشرافیان "
لینک دانلود : (https://t.me/Oqab_Library/624
۲ – تاریخ قرون وسطی " اثر کاسمینسکی "؛
۳ – سیاحت نامۀ ابراهیم بیک " اثر حاج زین العابدین مراغه ای "
لینک دانلود : (https://t.me/Oqab_Library/627 ).
ضمنا یاد تان باشد مقدمۀ کتاب « تاریخ قرون وسطی » را پس از خواندن خود کتاب بخوانید، چون این مقدمه برای شما از خود کتاب خیلی مشکل تر است و ممکن است شما را خسته کند.
گذشته از کتاب های یاد شده، کتاب های پرارزش دیگری در باره فئودالیسم در ایران وجود دارد که متأسفانه فعلا برای خوانندگان این کتاب سنگین است: مانند « تاریخ ایران از دوران باستان تا پایان سدۀ هیجدهم »، ترجمۀ کریم کشاورز و کتاب پرارزش پروفیسر پتروشفسکی « کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول »، که البته دومی خیلی مشکلتر و نیز تخصصی تر است و فعلاً به درد شما نخواهد خورد.
- لینک دانلود کتاب"تاریخ ایران از دوران باستان تاپایان سدۀ هیجدهم" :(https://t.me/Oqab_Library/628 ).


تــوضـیـحـات:
[۱] – صاحبان حرفه، پیشه وران ــ بید سرخی
[۲] – در بخش مربوط به نظام سرمایه داری، در بارۀ بانک، بیشتر سخن خواهیم گفت.